از جنگ ۱۲ روزه تا بازسازی استراتژیها؛ چندین مدیر برجسته از حوزههای فینتک، برندها و مراکز خرید، سال ۱۴۰۴ را برای ما کالبدشکافی کردهاند. اگرچه این گزارش در زمان مقرر منتشر نشد، اما خواندن آن در آستانه سال جدید، برای هر تصمیمگیری اقتصادی، یک ضرورت است.
علی تفرشی
نیایشمال
این روزها اقتصاد ایران با نوسانات جدی، فضای پر ابهام منطقهای و نگرانیهای اجتماعی مواجه است. در چنین شرایطی تابآوری در صنعت ریتیل چه معنایی پیدا میکند؟
واقعیت این است که امروز ما فقط با رکود اقتصادی مواجه نیستیم؛ با «عدم قطعیت» مواجهیم. وقتی فضای عمومی جامعه تحتتأثیر اخبار منطقهای، تهدیدهای ژئوپلیتیک و نوسانات شدید ارزی قرار میگیرد، رفتار مصرفکننده هم دچار تغییر میشود. مردم محتاطتر خرج میکنند، سرمایهگذاران دستبهعصاتر میشوند و تصمیمها کوتاهمدتتر میشوند.
در چنین شرایطی تابآوری یعنی توانایی مدیریت مجموعه بدون انتقال اضطراب به بدنه کسبوکار. من معتقدم مجموعه تجاری یک سازه بتنی نیست؛ یک موجود زنده است. اگر مدیر دچار تردید شود، این تردید به بهرهبردار منتقل میشود و از آنجا به مشتری. تابآوری یعنی ایجاد ثبات روانی در دل بیثباتی بیرونی.
در «نیایشمال» ما یاد گرفتیم که در دورههای پر ابهام، بیش از هر چیز باید «حضور مدیریتی» پر رنگ باشد؛ گفتوگو، شفافیت، تحلیل داده و تصمیمگیری سریع اتفاق بیفتد.
در شرایطی که کشور زیر سایه تنشهای منطقهای و فشار اقتصادی قرار دارد، چگونه میتوان امید را در میان بهرهبرداران حفظ کرد؟
امید با شعار ساخته نمیشود؛ با رفتار حرفهای ساخته میشود. بهرهبردار وقتی امیدوار میماند که ببیند مدیریت برنامه دارد. وقتی بداند جریان نقدینگی مرکز خرید کنترل میشود، ترکیب برندها هوشمندانه بازبینی میشود، کمپینهای مشترک طراحی میشود و هزینهها منطقی مدیریت میشود، احساس امنیت میکند.
در شرایط فعلی، ما چند اقدام کلیدی انجام دادهایم:
گفتوگوهای مستمر با مالکین و بهرهبرداران.
تحلیل ماهانه فروش و رفتار مشتری.
مدیریت جدی هزینههای غیرضروری.
در دورههای بحرانی، نقش مدیریت مرکز خرید از «مدیر ساختمان» به «رهبر اکوسیستم» تغییر میکند.
آیا شما شخصاً در این دورهها دچار تردید یا نگرانی میشوید؟
طبیعی است که هر مدیری نگرانی داشته باشد. من هم مثل هر فعال اقتصادی اخبار را دنبال میکنم و دغدغه دارم. اما تفاوت در نحوه مواجهه است. بهعنوان مدیری که بیش از دو دهه در صنعت ساختوساز و ریتیل فعالیت کردهام، یاد گرفتهام که بحرانها دائمی نیستند، اما تصمیمهای اشتباه در بحران میتوانند اثر دائمی داشته باشند. در دورههای پر ابهام، مهمترین مهارت یک مدیر، کنترل هیجان و تصمیمگیری بر مبنای تحلیل است. اگر مدیر واکنشی عمل کند، مجموعه آسیب میبیند. اگر استراتژیک عمل کند، حتی میتواند سهم بازار بیشتری بگیرد.
برخی معتقدند آینده مراکز تجاری در ایران مبهم است. شما چه چشماندازی میبینید؟
من آینده را خاکستری نمیبینم؛ آینده را رقابتیتر میبینم. مجموعههایی که فقط بر پایه اجارهداری سنتی اداره میشوند، آسیبپذیر خواهند بود. اما آنهایی که تجربهمحور باشند، برندینگ قوی داشته باشند و مدیریت حرفهای داشته باشند، همچنان جایگاه خود را حفظ میکنند. مردم حتی در سختترین شرایط اقتصادی، نیاز به فضاهای امن اجتماعی دارند. مجموعه تجاری اگر درست مدیریت شود، میتواند محل «تنفس شهری» باشد؛ جایی برای دیدار، تجربه، تعامل و خرید هدفمند.
اگر بخواهید یک توصیه به مدیران صنعت ریتیل در این مقطع تاریخی داشته باشید، آن چیست؟
اول؛ نقدینگی را جدی بگیرید. دوم؛ با بهرهبرداران صادق باشید. سوم؛ تصمیمهای احساسی نگیرید و چهارم؛ برند مرکز تجاری را تقویت کنید؛ در بحران، برند قویتر میشود. ابهام پایان راه نیست؛ بخشی از مسیر رشد است. کشور ما دورههای سختتری را هم پشت سر گذاشته است. آنچه باقی میماند، ساختار حرفهای، اعتماد و امید است و امید به آینده بهتر ایران جان.
.jpg)

