در تلاطم روزهای جنگ تحمیلی سوم، وقتی اخبارِ ناآرامیها نبض شهر را در دست گرفته، جبههی اقتصاد نیز با چالشهای بیسابقهای روبهروست. مراکز خرید، بهعنوان یکی از شریانهای حیاتی گردش مالی شهری، در این دوران میان مدیریت بحران و حفظ بقای کسبوکار در نوساناند. در این گزارش به سراغ حمیدرضا زاهدین، مدیر «معینمال» رفتیم تا از زبان او بشنویم که این مرکز خرید چگونه با شرایط ناپایدار اخیر دستوپنج نرم کرده و مدیریت بحران در این مقطع چگونه پیش رفته است.
در دوران وقوع جنگ با چه چالشهای عمدهای مواجه بودید؟
قطعا همونطور که از اسمش پیداست،جنگ یعنی شروع نا امنی،چه جانی چه مالی،و به طور قطع و یقین در مرحله اول دغدغه ما سلامت جان کارمندان و بهره برداران مجموعه بود و در مرحله دوم حفاظت از اموال موجود در مجتمع.
البته لازم به ذکر است که با توجه به شرایط و احتمالات،کلیه پرسنل در جلسات توجیهی و تمرینی مانورهای آتش نشانی و کمکهای اولیه شرکت کرده و حتی در کل مجتمع مانورهای تخلیه اضطراری انجام شد و تعاملات لازم با نیروهای امنیتی انتظامی و خدماتی شکل گرفت به شکلی که با توجه به موقعیت خاص معین مال و قرار گرفتن ان در نزدیکی فرودگاه مهرآباد و پایگاههای مهم و مختلف بسیج و سپاه،همه نیروها در حالت آماده باش قرار داشتند و مدیریت با تشکیل ستاد بحران خود را برای بدترین سناریوها آماده کرده بود.
با تاسف فراوان باید عرض کنم ده ها اصابت و انفجار در پایگاههای حمزه ،مقداد،دانشگاه شریف و امام صادق داشتیم که همگی در شعاع کمتر از یک کیلومتری مجتمع بودند و پرسنل معین مال فداکارانه به وظایف خود در امر حفاظت و حراست مجتمع عمل کردند.
بالطبع نفس حضور در مجموعه و آرام کردن پرسنل و پیش بینی خطرات احتمالی از بزرگترین چالشهای روزهای جنگ بود.
استقبال مردم از مرکز خرید در این دوران چگونه بود و آیا تعطیلی داشتید؟
با توجه به شدت جنگ و تخلیه شهر تهران و موقعیت مکانی مجتمع، ما حدود دوهفته کامل را تعطیل بودیم و بعداز آن با نزدیک شدن سال نو و عادی تر شدن شرایط مجموعه را به صورت پلکانی و در ساعتهای محدود باز کردیم اما مطابق پیش بینی ها مراجع کننده زیادی نبود و عملا علی الخصوص در روزهای اول از نظر کسب و کار مجموعه تعطیل به حساب می آمد اما رفته رفته با بازگشت بیشتر مردم به تهران مراجعات نیز افزایش پیدا کرد.
کدام صنوف در این دوران بیشترین و کمترین متقاضی را داشتند؟
برای خود من جالب توجه بود که در طول ایام جنگ به نسبت سابق ،فودکورت ها کمترین متقاضی را داشتند که عملا به تعطیلی چندروزه فودکورت انجامید و لباس فروشی ها علی الخصوص لباس کودک بیشترین متقاضی را داشتند. طلافروشی و ساعت و موبایل فروشی ها نیز به معنی واقعی کلمه هنوز در کما به سر میبرند.
با توجه به خطرات جانی، چالشهای منابع انسانی را چگونه مدیریت کردید؟
یکی از بزرگترین چالشهای ما تامین نیرو در این روزها بود،نگرانی (کاملا به حق) خانوادهها از یک سو و نگرانی خود ما از وقوع یک حادثه ناگوار در محل کار برای همکارانمان از سوی دیگر،واقعا کار را دشوار کرده بود
در تمامی این ایام حضور در محل کار اجباری نبود و در عین حال عزیزانی که فداکارانه در محل کار حاضر شدند به انواع مختلف مورد تقدیر و تشویق قرار گرفتند که صد البته با توجه به شرایط خاص مجتمع معین مال و خطراتی که ما را تهدید میکرد هیچ تشکری از این همکاران کافی نیست و نخواهد بود
آیا کسبه و فروشگاهداران تعامل مناسبی با تصمیمات مدیریتی داشتهاند؟
قطعا در شرایط بحرانی نیاز با اتخاد تصمیمات مقطعی،خاص و بحرانی است که بعضا در تضاد کامل با سیستمهای خرده فروشی و حتی سلایق خود مدیریت هستند،اما باید اذعان کنم که کلیه بهره برداران و مالکین و حتی اعضای محترم هیات مدیره همکاری کامل را داشتند و حتی در همین راستا اجاره کلیه کانترها که تحت مدیریت مجتمع هستند به مدت دو ماه بخشیده شد و شارژ مجموعه علیرغم تورم شدید در سه ماه اول به منوال سال قبل خواهد بود و ایضا تعدادی از مالکین محترم نیز به صور مختلف به مستاجرین خود تخفیف با بخشش اجاره داشتند.
.jpg)

