تا سال ۲۰۳۰، مدلهای خردهفروشی امروزی بیش از آنکه به حداکثر ظرفیت خود برسند، به کار گرفته خواهند شد و البته بسیاری از آنها منسوخ میشوند. هیچ گزینه دیگری وجود ندارد! تکیه بر یک استراتژی برای اداره خطی کسبوکار، یک تصمیم جدی و پرخطر است. خردهفروشی در حال تغییر ساختاری نشان میدهد.
درآمد در فروشگاهها، دنیای دیجیتال، بازارها و رسانههای خردهفروشی در حال تقسیم شدن است. مصرفکنندگان سریعتر از چارچوبهای برنامهریزی شده حرکت میکنند و سرمایه هم زودتر و با تنظیم مجدد کمتر، اختصاص داده میشود.
در این محیط، داشتن یک استراتژی شرط اصلی است. سرعت اجرا و آمادگی سازمانی، نتایج را تعیین میکنند. مزیت رقابتی اکنون از سرعت اجرا ناشی میشود، نه از استراتژی. آنچه بسیاری از مدیران از این گفتوگوی اولیه کشف میکنند، فقدان جاهطلبی نیست، بلکه فرضیات پنهان و خطراتی است که بیسروصدا تشدید میشوند. بسیاری از مدیران این صنعت، بیش از حد صبر کردهاند تا فرضیات امنتر را زیر سوال ببرند. بحث، عمداً تجاری است؛ منابع درآمد و حاشیه سود بعدی شما چیست؟ کدام تغییرات ساختاری برای کسب و کارتان بیشترین اهمیت را دارند؟ تصمیمات با چه سرعتی به عمل تبدیل میشوند؟ آیا سازمان شما برای حرکت با سرعت بازار ساخته شده؟ برای برخی از رهبران، این یک بررسی سریع است. برای برخی دیگر، باعث تنظیم مجدد عمیقتر میشود. باید گام استراتژیک بعدی خود را امروز بردارید!

پس از اقتصاد به شدت بیثبات سال ۲۰۲۰، برنامهریزی بلندمدت برای آینده نباید تعجبآور باشد اما مصرفکنندگان، امور مالی شخصی خود را با دقت بیشتری نسبت به گذشته زیر نظر دارند. خردهفروشان راههای بیشتری برای کاهش قیمت خود مییابند تا تقاضا و در عین حال حاشیه سود را حفظ کنند.
با تمرکز بیشتر بر قیمتگذاری مناسب، استقبال از محصولات افزایش مییابد. کاهش وفاداری به برند میتواند یک تعادل دشوار بین عرضه و تقاضا بسازد. با نزدیک شدن به سال ۲۰۳۰، خردهفروشان باید برای مقرونبهصرفه بودن آماده شوند که تمام فرضیات قبلی در مورد وفاداری به برند را تحت الشعاع قرار میدهد.
در نهایت، مصرفکنندگان در خریدهای بزرگ تردید دارند. خردهفروشانی که اقلام بزرگی مانند خودرو، لوازم خانگی و سایر لوازم الکترونیکی را میفروشند، میدانند چگونه میتوانند در عین برآورده کردن تقاضای کاهشیافته، بدون عرضه بیش از حد، سودآور بمانند.
اگر سال ۲۰۲۱ تحت سلطه ارتباطات چندکاناله و شخصیسازی بیش از حد بود در سال ۲۰۳۰، این وضعیت به حالت عادی خود باز خواهد گشت. برخی از مشهورترین خردهفروشان، شکاف بین تجربیات آنلاین و حضوری را پر کردهاند.

به عنوان مثال، Starbucks به مشتریان خود یک تجربه جامع و عمیقاً مرتبط ارائه میکند. تجربه حضوری به طور مداوم، سریع و شخصیسازی شده. آنها همه مشتریان را از طریق مشوقهایی مانند نوشیدنیهای رایگان به ثبتنام در برنامه دیجیتال تشویق میکنند. علاوه بر این، برنامه تلفن همراهشان، امکان ردیابی سفارشات مشتریان را برای سفارشیسازی توصیهها و تخفیفها فراهم میسازد. ارائه تجربیات با کیفیت در کانالهای فیزیکی و دیجیتال، جایگاه Starbucks را به عنوان یک رهبر بازار حفظ میکند.
سایر خردهفروشان موفق قادر به ایجاد سابقه خرید یا مرور سابقه مشتری و ارائه محتوای مرتبط هستند. رهبران آینده خردهفروشی در حال حاضر تعاملات مکرر با مشتری را در کانالهای متعدد زیر نظر دارند.
خردهفروشان به جای انتظار برای تعیین تقاضا توسط مصرفکنندگان، باید تقاضای مصرفکننده را ایجاد کنند. در سال ۲۰۳۰، آنها یک تجربه خرید یکپارچه و چندکاناله دارند و به آنها اجازه میدهد با شخصیسازی پیشنهادات، ارائه توصیهها و هدایت بهترعلایق مشتری، میزان فروش خودشان را بر اساس تقاضاها، برنامهریزی کنند. به این ترتیب، حاشیه سود مورد نیاز را نگه میدارند.
منبع: GUARDIAN
.jpg)

