Target در جستوجوی تارگت
Target میخواهد فروشگاههایش دوباره حسِ Target بودن را داشته باشند! همین یک جمله بهتنهایی نشان میدهد خردهفروشی امروز دقیقاً در چه وضعی قرار دارد. سالها، تمام بحثها درباره سرعت بود؛ زمان تحویل، اپلیکیشنها، دریافت حضوری از فروشگاه و رقابت با AMAZON در حوزه لجستیک. اما حالا این پاندول با شدت به سمت چیزی برگشته که همه فراموش کرده بودند؛ تجربه.
Target میلیاردها دلار خرج بازسازی فروشگاهها، تغییر طراحی، افزایش نیرو، گسترش بخش مواد غذایی، نورپردازی بهتر و حتی طراحی مجدد چرخدستیها میکند تا فروشگاههایش دوباره ارزش رفتن داشته باشند. خردهفروشها سرانجام متوجه شدند فقط راحتی و سهولت، کافی نیست. امروز مشتریان میتوانند تقریباً هر چیزی را آنلاین بخرند. پس اگر قرار است یک مشتری رانندگی کند و وارد فروشگاه شود، خود فروشگاه باید حس خوبی بدهد. این موضوع قبلاً همان نقطه قوت Target بود.

راهروهای عریض و طراحی تمیز، باعث میشود به طور مثال یک مشتری برای خرید خمیردندان به فروشگاه بیاید و با شمع و کوسن و وسایل دکوری بیرون برود! خردهفروشی عمومی هنوز میتواند کمی الهامبخش و جذاب باشد؛ نهفقط یک تسهیلگر معاملات خشک و صرفاً کاربردی. اما جایی در این مسیر، Target بخشی از آن جادو را از دست داد.
فروشگاهها بههمریخته شدند، عملیات تحتفشار قرار گرفت و برند هم انگار بین کارایی سبک Walmart و برندینگ premium گیر کرد؛ بدون اینکه کاملاً یکی از این 2 مسیر را برگزیند. حالا سعی میکنند این وضعیت را دوباره تنظیم کنند؛ چیدمانهای شهودیتر، مواد غذایی بهتر، افزایش گزینههای دریافت حضوری، بخش زیبایی ارتقایافته و حتی چرخدستیهای جدیدی که قرار است نرمتر و لوکستر حس شوند. بهنظر میرسد این موضوع فقط درباره Target نیست و انگار مرحله بعدی خردهفروشی فیزیکی است.

فروشگاهها به فضاهای ترکیبی تبدیل میشوند؛ بخشی ویترین، بخشی انبار، بخشی مرکز آمادهسازی سفارش و بخشی تجربه اجتماعی. خردهفروشهایی دوام میآورند که بتوانند خریدکردن را کارآمد کنند، بدون ایجاد سردی و کسلکنندگی. مصرفکنندهها، همزمان قیمت پایین، تحویل سریع، فضای زیبا، راحتی و ارتباط احساسی را با هم میخواهند. مشتریان انتظار دارند همه چیز کاملاً بیزحمت باشد پس دیگر فشار زیادی روی Target نیست!
منبع: washingtonpost
.jpg)

