در دنیای امروز، مراکز خرید موفق دیگر فقط بر فروش کالا تکیه ندارند؛ بلکه با خلق تجربه، سرگرمی و ماندگاری مخاطب، تعریف تازهای از خردهفروشی ارائه میدهند. «بازیسازان» بهعنوان یکی از پیشگامان صنعت تفریحات و خانههای بازی در ایران، سالهاست با تلفیق آموزش، سرگرمی و رویکرد Retailtainment، نقش متفاوتی در توسعه مراکز تجاری و سبک زندگی خانوادهها ایفا میکند. حسین رضاسلطانی، مالک این برند، در این گفتوگو از آینده صنعت تفریحات، نقش بازی در افزایش پاخور مراکز خرید و ضرورت حرکت مالها به سمت تجربهمحوری میگوید.

لطفاً در ابتدای گفتوگو خودتان را معرفی کنید و بفرمایید شرکت «بازیسازان» چگونه و با چه هدفی شکل گرفت؟
من حسین رضاسلطانی، مالک برند «بازیسازان»، مبتکر خانههای بازی سرپوشیده با رویکرد سرگرمی و آموزشی با تجربه بیش از دو دهه فعالیت در زمینه صنعت اسباببازی و صنعت تفریحات هستم.
سالها پیش (اوایل دهه 80) متوجه شدیم که در حوزه بازی و تفریحات کودک خلأ بسیار بزرگی وجود دارد و در این زمینه کار حرفهای انجام نشده، هدف ما ایجاد و توسعه مراکز بازی تخصصی بود، البته با سبکی متفاوت و خلاقانه که سبک زندگی کودکان و نوجوانان را تغییر دهد و علاوه بر شادی، حرکت و مهارتآموزی بچهها از طریق بازی فراگیر شود.
شرکت «بازیسازان» بیش از دو دهه است در این صنعت فعالیت میکند، اگر بخواهید این مسیر را در چند نقطه عطف خلاصه کنید کدام تصمیمها بیشترین تأثیر را داشتند؟
مهمترین نقطه عطف ما یادگیرنده بودن تیم «بازیسازان» است؛ با این که من در بیش از 80 همایش بینالمللی بزرگ از شاگردی برایان تریسی تا شرکت در دورههای آنتونی رابینز، جک کنفیلد، رندی گیج، رابرت کیوساکی، جان مکسول و خیلی بزرگان دیگر را حضور داشتهام همچنان در بیشتر رویدادها و نمایشگاههای معتبر دنیا که مرتبط با صنعت است، شرکت میکنم. تیم ما یادگیرنده است و همین مهمترین نقطه عطف تیمسازی و آموزش حرفهای تیم است. البته همزمان مدیر یا صاحب کسبوکار باید یادگیرنده باشد وگرنه اطلاعات غلط آموزش داده میشود.
تصمیم بعدی ایجاد مرکز پژوهش «بازیسازان» بود. تازهترین مقالات روز دنیا در این مرکز ترجمه، بررسی و آموزش داده میشود. سوم اینکه متوجه شدم برای هر مانعی راهی هست چالشها فرصت درست میکنند و هر چقدر چالش بزرگتر، فرصت به همان نسبت بزرگتتر است. مثلاً در دوران کرونا که بیشتر مراکز تفریحی تعطیل شدند، تنها کسی که در بازار صنعت تفریحات ماند و ادامه داد ما بودیم. در آن ایام در اتاقفکر «بازیسازان» لاینهای جدید تجاری ایجاد شد. مثلاً خانه بازی خانگی یا باغ ویلایی که یک از بهترین درآمدهای ما شد.

در گذشته بچهها در کوچه و خیابان بازی میکردند و الان به دلیل محدودیتهایی مثل آپارتماننشینی، آلودگی هوا، استفاده افراطی از محصولات دیجیتال و... کمتحرک شدهاند و این موضوع آسیبهای جدی به سلامت جسم و روان بچهها وارد کرده از این جهت بازیهای حرکتی را طراحی کردیم و با ایونتهای هدفمند مهارتهایی را که بچهها در مدرسه و خانه یاد نمیگیرند از طریق بازی و غیرمستقیم آموزش میدهیم. نقطه عطف بعدی این بود که در گذشته واردکننده محصولات از چین و هنگکنگ بودیم؛ ولی امروز به بیش از 20 کشور جهان پروژههای مختلف صادر میشود.
امروز «بازیسازان» با افتخار بیش از هجده هزار پروژه اجرا کرده و هر کسی با هر سرمایهای در هر نقطهای با تجربه صفر میتواند در مرکز پژوهش «بازیسازان» آموزش ببیند و این کسبوکار را صفر تا صد اجرا کند. آموزش مهارتهای مدیریتی هم ابعاد درآمد را افزایش میدهد و هم ارزش کار را بالا میبرد. خوشحالیم از این که دهها هزار شغل از طریق شادی، بازی، حرکت، خلاقیت و مهارتآموزی بچهها ایجاد شده و این را مقدس میدانیم و خدا را شاکریم.
نگاه تخصصی و سوابق علمی و اجرایی شما در نهادهای توسعه کسبوکار چه نقشی در سیاستگذاریهای «بازیسازان» داشته است؟
من در نهادهای تخصصی متعددی فعالیت داشتهام؛ از جمله سالهایی که در کمیته تخصصی کسبوکار کمیسیون ملی یونسکو حضور داشتم. در آن دوره تجربیات ارزشمندی مثل بازدید از مقر اصلی یونسکو در فرانسه و مدارس بیزینسی پیشرفته داشتم که بسیار آموزنده بود.
یکی از مهمترین نکاتی که به آن رسیدم این بود که بخش بزرگی از آموزشها در صنایع مختلف کشور ما صحیح نیستند؛ آموزشدهندگان یا اطلاعات نادرست ارائه میدهند یا دانش آنها بهروز نیست. همین مسئله باعث انحراف کسبوکارها، شکلگیری استراتژیهای غلط و در نهایت آسیبهای جدی و خسارتهای مالی میشود.
در همان سالها در یونسکو بحث Training Trainers (آموزش آموزشدهندگان) مطرح شد، اما متأسفانه هیچ گاه بهصورت عملیاتی اجرا نشد. به اعتقاد من، بخش عمده نتایج ضعیف کسبوکارها در کشور، ریشه در همین آموزشهای اشتباه دارد.
نکته مهم دیگری که با آن آشنا شدم مفهوم Edutainment بود؛ ترکیبی از Education و Entertainment به معنای آموزش از طریق بازی و سرگرمی. نمونه موفق آن مدارس ابتدایی سوئد هستند که تمام دروس را مبتنی بر بازی آموزش میدهند؛ آنها حتی برای درسها نام بازی میگذارند، مثل «بازی ریاضی»، بدون آموزش مستقیم کلاسیک.
امروز مهارتهای مدیریتی در مراکز بازی، حتی از خود محصولات اهمیت بیشتری دارند. مهارتهایی که کودکان در خانه یا مدرسه یاد نمیگیرند، میتوانند بهصورت غیرمستقیم و از طریق بازی آموزش داده شوند. آموزش مبتنی بر بازی باعث ترشح دوپامین و سروتونین در مغز میشود؛ این موضوع علاوه بر ایجاد حس خوشایند، عمق یادگیری را افزایش میدهد و یادگیرنده را به ادامه مسیر ترغیب میکند؛ نوعی «اعتیاد مثبت» به یادگیری شکل میگیرد.
در مقابل، آموزش مبتنی بر اجبار (مانند بسیاری از مدارس امروزی) باعث فعالشدن آمیگدال مغز میشود، عمق یادگیری کاهش مییابد و فرد صرفاً برای جلب رضایت معلم، والدین یا سیستم تلاش میکند نه برای رشد واقعی.
ما به این موضوع افتخار میکنیم که این نوع آموزشها را در قالب بازی ارائه میدهیم؛ بهطوری که کودکان با علاقه خود زمان بیشتری در مراکز میمانند، هم ابعاد درآمدی افزایش پیدا میکند و هم ارزش اصلی، یعنی مهارتآموزی، محقق میشود. «بازیسازان» بهعنوان یک الگوی پیشرو، نقش مهمی در توسعه و هدایت صنعت تفریحات داشته و دارد.

مهمترین بازارهای هدف صادراتی شما کدام کشورها هستند و عامل موفقیت محصولات ایرانی چیست؟
بیشتر از هر کشوری عراق و بعد از آن کشورهای حوزه CIS (اوراسیا) و عمان و حتی برخی کشورهای دور. عامل موفقیت محصولات ایرانی قیمت ارزانتر نسبت به چین، امارات و ترکیه و همچنین از همه مهمتر دسترسی و ارسال سریعتر با انجام خدمات بهتر است.
تجربه همکاری با مراکز خرید را داشتهاید؟
سالهاست که صنعت Retail هم با Entertainment تلفیق شده و پدیدهای با عنوان Retailtainment ایجاد کرده؛ یعنی مراکز تجاریای که با سرگرمی و تفریحات و ایونت عجین نشدهاند محکوم به شکستند. ایونتهای متمایز، بازی و تفریحات در مراکز تجاری میتواند پاخور ایجاد کند. حالا اگر این مراکز بازی و شهربازی آموزش حرفهای ببینند نهتنها ابعاد درآمد بالایی دارند؛ بلکه مکمل بسیار مهمی برای کل مراکز تجاری هستند. متأسفانه، امروز مراکز شهربازی و تفریحی خیلی سنتی و غیرحرفهای در مراکز تجاری مدیریت میشوند و خلاقیتی ندارند.
فقط وسایل بازی دارند و در اجرا ضعیف عمل میکنند. آموزش حرفهای مدیران و تیم شهربازی هم توسعه درآمدی ایجاد میکند، هم مجموعه را ارزشمندتر. باتوجهبه این که خدمات در کشور ما بسیار ضعیف است، ارائه خدمات متفاوت خلق ارزش میکند.
مراکز بازی ایونتمحور ساعات ایستایی خانوادهها را بیشتر میکنند و باعث میشوند ساعتهای بیشتری در مرکز خرید بمانند. ایونتهای ساده و متمایز متعدد و هدفمند در همه ساعات کاری باعث میشود تعداد مشتریان زیاد بشوند و حجم خرید و همچنین تعداد مراجعه را هم زیاد میکنند و در نهایت ارزشی ایجاد میکنند که این مهارتآموزیها از طریق بازی بهصورت دهانبهدهان تبلیغ بشوند.
اشتباهات رایج سرمایهگذاران در صنعت تفریحات چیست؟
1. نداشتن بیزینس پلن مناسب قبل از اجرا
2. محصولمحور بودن به جای خدماتمحور بودن
3. Hubris Syndrome سندروم غرور (مدیران)
4. کپی و آموزش خدمات منفی
5. درگیر شدن در کارهای اجرایی
6. تیمسازی نامناسب
7. آموزشهای نادرست

آینده صنعت تفریحات در ایران را چطور میبینید؟
بیش از دو دهه پیش متوجه شدم که این نوع کسبوکار آیندهدار است و میشود آن را توسعه داد. من فکر میکنم با اجرای هزاران مرکز بازی هنوز در نقطه عطف این اجرا هستیم چون نیاز به مراکز بازی و شهربازی بهویژه سرپوشیده بسیار زیاد شده است. آپارتماننشینی، آلودگی هوا، امنیت، استفاده افراطی از محصولات دیجیتالی و نبود آموزشهای صحیح و خیلی مسائل دیگر نیاز به این مراکز را بیشتر کرده است. مراکز بازی نهتنها بهصورت مستقل نیاز هستند؛ بلکه برای کسبوکارهای دیگر هم لازم هستند. مثلاً برای مراکز درمانی، ورزشی، آموزشی، صنعت غذا و خیلی مکانهای دیگر مراکز بازی میتواند مکمل بسیار مناسبی باشد.
در پایان، اگر بخواهید یک توصیه کلیدی به سرمایهگذارانی که قصد ورود به حوزه خانه بازی و شهربازی را دارند ارائه دهید، آن توصیه چه خواهد بود؟
اگر کسی عاشق کارش باشد و به کاری که میکند باور داشته باشد هیچ مانعی نمیتواند جلوی او را بگیرد. پول سرمایه نیست، فکر خوب سرمایه است اگر کسی پولی داشته باشد؛ ولی قواعد بازی را نداند، آن را از دست میدهد. پس مهمترین نکتهای که میخواهم بگویم این است که من به جای این که روی شغل خودم کار کنم باید روی مهارتهای خودم کار کنم؛ هیچ سازمانی از مدیرش بزرگتر نمیشود. اگر میخواهم «بازیسازان» بزرگتر شود باید من بزرگتر شوم.
یادگیری، یادگیری، یادگیری.
اقدام، اقدام، اقدام.
تمایز، تمایز، تمایز.
.jpg)

