زاگرس؛ دوخت هویت ایرانی در قامت یک برند ملی
در صنعتی که بسیاری از تولیدکنندگان هنوز میان «ساخت محصول» و «ساخت برند» فاصله دارند، «زاگرس» مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است؛ برندی که بیش از دو دهه پیش در بروجرد فعالیت خود را با تولید پوشاک مردانه آغاز کرد و امروز با توسعه سبد محصولات، همکاری با بیش از هزار سازمان، ایجاد زیرساختهای آموزشی و حضور بهعنوان تأمینکننده رسمی پوشاک تیم ملی والیبال ایران، تلاش میکند جایگاه یک برند ملی را تثبیت کند. در این گفتوگو، مدیرعامل برند «زاگرس» از مسیر تبدیل یک کارخانه تولیدی به یک برند پوشاک ایرانی، فلسفه حضور در کنار تیم ملی، چالشهای صنعت پوشاک، آینده خردهفروشی و نقش تجربه مشتری در موفقیت برندها میگوید.
لطفاً ابتدا خودتان را معرفی کنید و از مسیر حرفهایتان بگویید. برند «زاگرس» در طول بیش از دو دهه فعالیت چگونه از یک تولیدکننده پوشاک به یکی از برندهای شناختهشده صنعت پوشاک ایران تبدیل شد؟ مهمترین تصمیمها و نقاط عطف این مسیر چه بوده است؟
بیش از دو دهه پیش، در بروجرد، کارخانهای شکل گرفت که فعالیتش را با تولید پوشاک مردانه آغاز کرد. از همان ابتدا، محوریت کار تولید باکیفیت، توجه به رفتار مشتری و تعقیب نیازهای واقعی او بود. استمرار در کسب رضایت مشتری و پاسخ به انتظاراتش باعث شد «زاگرس» بهتدریج سبد محصولاتش را گسترش دهد؛ پوشاک زنانه و اکسسوری اضافه شد و از یک تولیدکننده صرف به ارائهدهنده راهکارهای سازمانی تبدیل شد؛ از پوشاک رسمی سازمانی تا پکهای هدیه شرکتی. امروز، با اعتماد بیش از هزار سازمان در سراسر کشور و دریافت عنوان واحد نمونه صنعتی در سالهای ۱۳۸۹، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، «زاگرس» جایگاه خود را بهعنوان یکی از پیشروان صنعت پوشاک ایران تثبیت کرده است.
انتخاب «زاگرس» بهعنوان تأمینکننده رسمی پوشاک تیم ملی والیبال ایران، اتفاق مهمی برای برند شماست. این همکاری چگونه شکل گرفت و چه شباهتی میان ارزشهای برند «زاگرس» و تیم ملی، زمینهساز این مشارکت شد؟
انتخاب «زاگرس» بهعنوان تأمینکننده رسمی پوشاک تیم ملی والیبال ایران افتخاری ملی و نتیجه یک قابلیت متمایز است؛ «زاگرس» واحد شخصیدوزی اختصاصی دارد که میتواند در یک مرحله سایزگیری، برای تمامی اندامها قالب دقیق ایجاد کند و در زمان کوتاه، بالاترین کیفیت را تحویل دهد. این همکاری بر ارزشهای مشترکی بنا شده که عبارتند از: تعهد به کیفیت، سرعت پاسخدهی، رفع دقیق نیازهای تیم ملی و خلق هویت بصری برای نمایندگان ایران در صحنه بینالمللی. غرور ملی، پشتکار، روحیه تیمی و تعهد به برتری در هر دو طرف این شراکت جاری است.

از نگاه شما، چه زمانی یک تولیدکننده پوشاک به یک «برند ملی» تبدیل میشود؟ آیا کیفیت محصول بهتنهایی کافی است یا عواملی مانند تجربه مشتری، شبکه خردهفروشی، روایت برند و مسئولیت اجتماعی نیز در این مسیر نقش دارند؟
تبدیلشدن از تولیدکننده به برند ملی نیازمند ترکیبی از کیفیت پایدار، تجربه برتر مشتری، شبکه فروش حرفهای، روایت قوی برند و مسئولیت اجتماعی است. نمیتوان باتکیهبر یکی از این عوامل بهتنهایی به جایگاه ملی رسید؛ مشتری باید در تمام نقاط تماس از کیفیت محصول تا تجربه خرید، از روایت هویت برند تا تعهدش به جامعه احساس اعتماد و تعلق کند. «زاگرس» این مسیر را با حفظ کیفیت، توسعه شبکه شعب، ارائه خدمات فیتینگ اختصاصی و اجرای «پروژه بلوط زاگرس» طی کرده است.
صنعت پوشاک ایران امروز در نقطه حساسی قرار دارد. اگر بخواهید سه چالش اصلی این صنعت را به ترتیب اهمیت نام ببرید، کدام مسائل بیش از همه آینده برندهای ایرانی را تحتتأثیر قرار میدهند؟
سه چالش اصلی عبارتند از:
۱. نوسانات اقتصادی و کاهش قدرت خرید: تورم و بیثباتی بازار، قدرت خرید مشتری را تحتتأثیر قرار میدهد و برنامهریزی بلندمدت برندها را دشوار میکند.
۲. ضعف در برندسازی و عدم تمرکز بر هویت: بسیاری از تولیدکنندگان بدون هویت مشخص و روایت قوی وارد بازار میشوند و نمیتوانند آیندهای پایدار بسازند؛ محصول خوب بدون برند قوی، در نهایت فقط کالا باقی میماند.
۳. رقابت ناعادلانه با کالای قاچاق: ورود کالاهای قاچاق و رقابت نابرابر قیمتی، فضای رشد برندهای ایرانی را محدود میکند و تولیدکنندگان داخلی را تحتفشار قرار میدهد.

اگر «زاگرس» بخواهد یک فروشگاه پرچمدار راهاندازی کند، ترجیح میدهید در یک مرکز خرید شاخص حضور داشته باشید یا در یک خیابان تجاری معتبر؟ هرکدام چه مزایا و محدودیتهایی برای یک برند پوشاک دارند؟
باتوجهبه اینکه مشتری ایرانی بهتدریج به سمت مراکز خرید حرکت میکند و فرهنگ خرید از مال در حال نهادینهشدن است، آینده به نفع مراکز خرید شاخص است. مرکز خرید تجربه کنترلشدهتر، ترافیک هدفمند، امنیت و محیط حرفهای را فراهم میکند؛ اما خیابان تجاری معتبر همچنان دیدهشدن گستردهتر و حضور در منظر شهری را ایجاد میکند. درعینحال، ترکیب هر دو رویکرد برای برندی مانند «زاگرس» که به دنبال جایگاهسازی لوکس و بهبود تجربه مشتری است مناسب خواهد بود.
رفتار مشتریان پوشاک در سالهای اخیر چه تغییری کرده است؟ امروز مشتری ایرانی هنگام خرید بیشتر به قیمت توجه میکند یا کیفیت، طراحی، هویت برند و تجربه خرید نیز به عوامل تعیینکننده تبدیل شدهاند؟
مشتری ایرانی امروز از تصمیمگیری صرفاً بر اساس قیمت فاصله گرفته و به عوامل متنوعتری توجه میکند:
هویت برند: مشتری میخواهد بداند برندی که میخرد چه ارزشهایی را نمایندگی میکند و آیا با ارزشهای شخصی او همسو است.
تجربه خرید: فضای فروشگاه، رفتار مشاوران فروش و کیفیت خدمات پس از فروش در تصمیم نهایی مشتری تأثیرگذار است.
کیفیت واقعی و طراحی: محصول باید ترکیبی از کیفیت ملموس و زیباییشناسی ارائه کند.
قیمت: همچنان مهم است، اما دیگر تنها معیار نیست؛ مشتری حاضر است برای ارزش واقعی، هزینه بیشتری بپردازد.
اگر امروز یک کارآفرین جوان بخواهد برند پوشاک رسمی راهاندازی کند، فکر میکنید بزرگترین اشتباهی که نباید مرتکب شود چیست؟
بزرگترین اشتباه، ورود به بازار بدون اشراف به رفتار و نیاز واقعی مشتری و بدون هویت برند مشخص است. کارآفرین جوان اغلب تصور میکند تولید محصول خوب برای جذب مشتری کافی است؛ اما پیش از تولید باید مخاطب هدف، ارزش متمایز، تجربه مشتری و روایت برند مشخص شود. اگر طبق هویت برند و با درک عمیق از رفتار مشتری پیش نرود، در انبوه رقبا محو خواهد شد.
برنامه توسعه «زاگرس» در پنج سال آینده چیست؟ آیا تمرکز شما بر توسعه شبکه فروش، افتتاح فروشگاههای جدید، ورود به بازارهای صادراتی، همکاریهای بینالمللی یا توسعه سبد محصولات خواهد بود؟
برنامه پنجساله زاگرس بر دو محور استوار است:
1. توسعه شبکه فروش داخلی: افتتاح شعب جدید در شهرهای بزرگ و متوسط، با تمرکز بر تجربه مشتری و ارائه خدمات فیتینگ اختصاصی.
2. گسترش سبد محصولات و خدمات: توسعه محصولات، پکهای هدیه مناسبتی، کارت هدیه و برنامههای وفاداری برای مشتریان سازمانی.

اگر امروز اختیار داشتید تنها یک سیاست یا تصمیم را برای متحول کردن صنعت پوشاک ایران اجرا کنید، آن تصمیم چه بود و چرا فکر میکنید میتواند بیشترین اثر را بر آینده این صنعت بگذارد؟
پیشنهاد میکنم ایجاد «صندوق ملی حمایت از برندسازی و صادرات پوشاک ایرانی» که از چهار محور پشتیبانی کند:
1. برندسازی حرفهای: آموزش و مشاوره در طراحی هویت برند، بستهبندی، روایت برند و زیباییشناسی.
۲. حضور در نمایشگاههای بینالمللی: تأمین بودجه و لجستیک برای معرفی برندهای ایرانی در بازارهای جهانی.
۳. آموزش فروش و فروشگاهداری: توانمندسازی فروشندگان و مدیران فروشگاه برای ارائه تجربه برتر به مشتری.
۴. بازاریابی دیجیتال و توسعه شبکه توزیع خارجی: کمک به ایجاد کانالهای فروش آنلاین و شبکه توزیع در خارج از کشور.
نمونههای ترکیه و پرتغال نشان میدهند چنین سیاستهایی میتوانند صنعت پوشاک را متحول کنند.
در بسیاری از کشورهای دنیا، برندهای پوشاک از حضور در مراکز خرید صرفاً برای فروش استفاده نمیکنند، بلکه فروشگاه را به ویترین هویت برند تبدیل کردهاند. «زاگرس» برای خلق تجربه متفاوت مشتری در فروشگاههای خود چه برنامهای دارد و آینده خردهفروشی پوشاک را چگونه میبینید؟
آینده خردهفروشی، تبدیل فروشگاه از محل صرفاً فروش یا «انبار محصول» به ویترین هویت برند و فضای تجربه مشتری است. معماری فروشگاه، موسیقی محیط، نورپردازی، رفتار مشاوران فروش، بستهبندی و حتی عطر فضا همگی در انتقال هویت برند و خلق یک تجربه خوب برای مشتری نقش دارند. برندهای مطرح دنیا فروشگاه را به فضایی تبدیل کردهاند که مشتری نهفقط خرید میکند، بلکه در آن جهانبینی برند را تجربه میکند. این همان مسیری است که «زاگرس» در پیش گرفته است.
.jpg)
