نسخه احیای مراکز خرید؛ از استقلال بهرهبرداری تا مدیریت چابک
سهیل اسدیکنی از جمله مدیرانی است که تجربه فعالیت اقتصادی در مناطق مختلف کشور را با مدیریت اجرایی مراکز خرید پیوند زده و امروز هدایت زیگورات سنتر سیرجان را بر عهده دارد. او در این گفتوگو با نگاهی واقعگرایانه به تفاوتهای اقلیمی و اقتصادی شهرها، رفتار مشتریان، الزامات بهرهبرداری حرفهای و مسیرهای صحیح سرمایهگذاری در صنعت مراکز خرید میپردازد و تأکید میکند که مرکز خرید نه یک ملک صرف، بلکه کسبوکاری زنده و وابسته به مدیریت تخصصی است.
در ابتدا خودتان را معرفی و از سوابق فعالیتتان در صنعت مراکز خرید برای مخاطبان ما بفرمایید.
با سلام من سهیل اسدیکنی هستم و از سال 1366 فعالیت اقتصادی خودم را از جزیره کیش شروع کردم؛ ولی شروع فعالیت در حوزه مدیریت مرکز خرید از سال 1390 آغاز شد که تا به امروز ادامه دارد و اکنون هم بهعنوان مدیر بهرهبرداری مرکز خرید زیگورات سنتر سیرجان مشغول به فعالیت هستم.

درحالیکه پس از سالها فعالیت در اقصینقاط کشور اکنون در شهر سیرجان استان کرمان فعالیت دارید، این اقلیم را با سایر نقاط کشور در حوزه سرمایهگذاری مراکز خرید و نوع مدیریت آن شرح دهید.
باتوجهبه تجربیات قبلی شهر سیرجان از چند منظر با بسیاری از شهرهای ایران متفاوت است مثل تفاوتهای اقلیمی باتوجهبه تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و نوسانات دمایی، اهمیت بالای فضاهای سرپوشیده را که بهنوعی پناهگاه اقلیمی محسوب میشوند (فضاهای خنک، امن و قابلاتکا) دوچندان میکند. مزیت دیگر این شهر باتوجهبه اقتصاد صنعتمحور و معدنی آن وجود درآمدهای نسبتاً پایدار آن است که این ویژگی باعث موفقبودن برندهای مختلف گردیده که این موجب وفاداری بالا و بلندمدت مشتریان خواهد شد. البته باتوجهبه خانوادهمحور بودن مردم سیرجان میتوان وفاداری مردم به مرکز خرید را دوچندان کند و همین محوریت باعث خریدهای منطقی و کمتر هیجانی میشود. علاوه بر موارد فوق، باتوجهبه استراتژیک بودن موقعیت جغرافیایی شهر سیرجان که یک منطقه حملونقل مهم در جنوب شرق کشور است و وجود خطآهن و فرودگاه و افتتاح نزدیک هتل پنج ستاره زنجیرهای رکسان، سرمایهگذاری در خصوص ساخت مراکز خرید را با حفظ فاصلههای استاندارد توجیهپذیر میکند.
در خصوص مدیریت مرکز خرید هم تفاوتهایی با شهرهای دیگر وجود دارد مثل مدیریت رابطهمحور که بسیار مؤثرتر از صرفاً قراردادی است و این امر یعنی انتقال حس احترام به کسبه و مراجعهکنندگان.

چه تفاوتهایی بین رفتار مشتریان سیرجانی با دیگر نقاط کشور وجود دارد؟
البته به این سؤال تقریباً در بالا جواب دادم و اشاره کردم که باتوجهبه خانوادهمحور بودن مردم سیرجان و اقتصادمحور بودن شهر در صورت سرویسدهی مناسب میتوانم از آنان بهعنوان مشتریانی وفادار در بلندمدت نام ببرم که قطعاً در ایجاد رونق کسبوکار بسیار کارساز خواهد بود.
از زمانی که مسئولیت مرکز خرید زیگورات سنتر سیرجان را بر عهده گرفتید چه اقداماتی توسط شما و تیمتان در جهت بهبود عملکرد این مجموعه انجام شده است؟
پس از قبول مسئولیت در اول اردیبهشتماه ۱۴۰۴ و آسیبشناسی مجموعه با تشکیل تیمی جوان و باانگیزه و حمایتهای هیئتمدیره محترم پارس زیگورات توانستیم مجموعه را به جایگاه اصلی خودش هدایت کنیم بهطوری که از زمان قبول مسئولیت، توانستیم ورودی مجموعه از حدود ماهیانه ۳۲ هزار نفر را به ۱۰۰ هزار نفر تا پایان دیماه ۱۴۰۴ (هشت ماه) برسانیم و کلیه واحدهای مجموعه نیز با ظرفیت ۱۰۰ درصد در حال فعالیت در کلیه طبقات هستند.
بهعنوان یکی از باتجربهترین مدیران عامل مراکز خرید، کدام نقطه ایران را برای سرمایهگذاری در حوزه مراکز خرید جدید پیشنهاد میدهید؟
بهترین گزینه برای سرمایهگذاری در این زمینه شهرهایی است که تشنه خدمات تجاری استاندارد هستند؛ شهرهایی که درحالرشد با پشتوانه اقتصادی پایدار باشند نه شهرهایی که مثل تهران از مرکز خرید اشباع شدهاند، گزینههای خوبی که میتوان پیشنهاد داد شهر یزد بهخاطر کمبود مرکز خرید حرفهای که برطرفکننده نیاز نسل جوان باشد که این یک انتخاب هوشمندانه خواهد بود. یا کرمان گرچه رشدی آهسته دارد؛ اما مکانی مطمئن برای سرمایهگذاری است. بندرعباس هم علیرغم داشتن پاساژها و بازارهای سنتی ولی به دلیل نقدینگی بالا و جمعیت جوان و مهاجر میتواند منطقه خوبی برای سرمایهگذاری باشد.

اخیرأ از هفتمین نمایشگاه ایران ریتیلشو بازدید داشتید، نظر خود را در مورد این نمایشگاه با مخاطبان ما به اشتراک بگذارید.
من از اولین دوره برگزاری این نمایشگاه در کنار آقای کشاورز از نزدیک شاهد زحمات ایشان برای دریافت مجوز و برگزاری این نمایشگاه بودم، انصافاً هر سال این نمایشگاه باشکوه و عظمت خاصی برگزار میشود، خصوصاً امسال درحالیکه مسافرتی داشتم سفر خودم را به عقب انداختم تا بیشتر از نمایشگاه استفاده ببرم. مطمئن باشید در سالهای آینده هم نمایشگاه ایران ریتیلشو به راه خودش با افتخار ادامه خواهد داد.
چه توصیهای برای بانکها و مؤسسات اعتباری و شرکتهای دولتی و یا هلدینگهای سرمایهگذاری دارید که در سالهای گذشته وارد صنعت مراکز خرید شدهاند؛ ولی به هر دلیلی و با عدم آشنایی با جزئیات و اصول این صنعت عمدتاً در مدیریت مراکز خرید و سرمایهگذاری خود ناموفق هستند.
این مراکز باید بپذیرند مرکز خرید فقط ملک نیست و باید مرکز خرید را بهعنوان یک کسبوکار زنده ببینند نه دارایی منجمد. در بسیاری از پروژههای ناموفق این شرکتها مالک و تصمیمگیر اجرایی میشوند و مدیر تبدیل به کارمندی اداری و بدون اختیار میشود. این شرکتها میبایست شرکت بهرهبرداری مستقلی با اختیار واقعی در اجارهدهی، تخفیف و یا تغییر کاربری با محوریت مدیر بهرهبرداری تشکیل دهند و هیئتمدیره میبایستی نقش راهبردی و نظارت داشته باشد نه دخالت. سلسلهمراتب سنگین و تصمیمات کند برای مرکز خرید سم است. مراکز شکستخورده برندمحور نبوده و بازار هدف مشخصی ندارند و درگیر فروشگاههای تکراری و کمجان هستند و فقط به دنبال پر کردن فروشگاههای مجموعه به هر قیمتی هستند. البته راهکارهای زیادی برای رونق این مراکز هست که مهمترین آنها مکانیابی مناسب و استفاده از بهرهبردار از اول پروژه در کنار طرح، بخشی از این راه است. البته موارد دیگری هم وجود دارد که در این مصاحبه مجال اشاره به آن نیست.
.jpg)

