در سال ۲۰۲۵ هر خانه مد بزرگی میپرسید: «ما بدون طراحانمان چه کسی هستیم؟» و سپس هفته بعد فوراً پاسخ را تغییر میداد! رهبران خلاق تغییر کردند و صنعت مانند پاشنههای روی سنگفرشها لرزید. کسبوکار به نقطه عطفی رسید؛ برخلاف هر زمان دیگری در تاریخ مد. دیگر هیچچیز مثل قبل نبود.
آنچه که بهعنوان یک لرزش خفیف در سال ۲۰۲۴ آغاز شد، سال بعد یک تکانه تمامعیار به نظر رسید. جدایی Alessandro Michele از Gucci، صنعت را شوکه کرد. اثر انگشت این مرد در برندش جاودانه ماند و سپس در یک چرخش مستقیماً به Valentino پیوست.
اما این تنها مقدمهای بر یک باله گیجکننده از انتصابات و عزیمتها بود. Pierpaolo Piccioli سکان هدایت Balenciaga را به دست گرفت؛ درحالیکه Demna پس از پایان دوران کوتاه Sabato deSarno به سمت Gucci آمد. آنها مانند خانوادهای رفتار میکردند که تصمیم گرفتند اتاقخوابهایشان را عوض کنند! علاقهمندان مد شاهد مهاجرت مدیران خلاق از مزونهای مختلف بودند.
حالوهوای سال، جایی بین کنجکاوی و خستگی در نوسان بود. نمیتوانستید تشخیص دهید آیا مد در حال بازآفرینی خود است یا به انسجام امیدوار میماند.

تناقض هویت
این چرخش گسترده، مد را مجبور بهمواجهه با سؤالی کرد؛ آیا یک برند بر اساس کدهای ثابت، ساخته شده یا شبیه یک صندوقچه لباس است که خود را از نو میآفریند؟
این سردرگمی در مورد ۲ خانه مد Michele واقعی بود منتقدان به شوخی میگفتند Gucci و Valentino مانند دوقلوهای همسان گمشده به نظر میرسند. وقتی مدیران خلاق امضاهای بصری خود را از یک خانه مد به خانه مد دیگر منتقل میکنند، این سؤال اجتنابناپذیر میشود؛ آیا برند، طراح را شکل میدهد یا طراح، برند را مطابق جهانبینی خود دوباره رنگآمیزی میکند؟ در این تجارت، دیدگاه، نه چاشنی کار، بلکه کل دستورالعمل است.
انتقال Jonathan Anderson از LOEWE به Dior، اضطراب را تشدید کرد. او با تصاحب جایگاه Maria Grazia Chiuri، رهبری برند را بر عهده گرفت و رگههایی از سوررئالیسم را به آثار کلاسیک وارد کرد. این کافی بود تا مقایسههایی را با برند خودش برانگیزد.
در جای دیگر، خانههای مد تعاریف خود از «زنانگی» را از نو تنظیم کردند. Bottega Veneta آینده را به دست Louise Trotter (تنها زنی که برای بهار/تابستان ۲۰۲۶ یک مجموعه بزرگ را عرضه میکند) سپرد و در کمال تعجب به چهره محبوب منتقدان تبدیل شد. Mugler تحت رهبری Miguel Castro Freitas، برندش را تکانی اساسی داد. Jack McCollough و Lazaro Hernandez نوید تازهای به LOEWE بخشیدند و بدون ایجاد شکاف در اصول برند، آنها را تغییر شکل دادند.
بااینهمه تغییر لرزهای، ناامیدی اجتنابناپذیر بود. انتصاب Duran Lantink توسط Jean Paul Gaultie، مخاطبان را به سمت جنبه منفی سوق داد؛ اما پیروزی پر سروصدای فصل متعلق به Matthieu Blazy در Chanel بود. تفسیر مدرن او از زن در این برند در سالی پر از تغییرات ساختاری، مرهمی نادر ارائه کرد. این نشان داد یک خانه مد میتواند بدون از دستدادن روح خود تکامل یابد؛ اگر مدیرش بداند چگونه حال و آینده را با هم تطبیق دهد.
همانطور که مدیران خلاق بین خانههای مد در حال جابهجایی بودند، برچسبهای قیمت از یکدیگر پیشی میگرفتند! Versace تحتنظر Vitale نمونه بارز چنین ماجرایی محسوب میشود. قیمت روی برچسبها چندین طبقه بالاتر از آمادگی مالی هر کسی است!

در ادامه Vitale از خانه مد خارج شد. خریداران آماده نبودند به آثار طراحان متعهد بمانند؛ به خصوص وقتی ردپای Donatella مانند عطری آشنا در ذهنشان باقی ماند. او بیش از 30 سال نگرش Versace را شکل داد و Vitale اولین چهره غیرخانوادگی بود که گروه را هدایت کرد.
مد در مواجهه با اسطورهشناسی قرار داشت. طراحان مجبور شدند صدای خود را دوباره بلند کنند. برندها باید تصمیم میگرفتند آیا تاریخ خود را بپذیرند یا به سمت نوآوری شتاب بگیرند. گاهی اوقات نوآوری میدرخشید و گاهی اوقات لنگ میزد؛ اما حداقل سرگرمکننده بود!
چیزی عجیب و شاعرانه در تماشای بازسازی برندهای محبوب وجود داشت. این فرایند فاقد ظرافت به نظر میرسید؛ اما صداقتی خاص را ساخت؛ میراث، شکننده و وفاداری، ناپایدار است. نوآوری نیاز به ریسک دارد.
سال ۲۰۲۵، روایتهای قدیمی را پاک کرد تا روایتهای جدید فضایی برای نفسکشیدن پیدا کنند. نوسازی بهندرت از نزدیک جذاب به نظر میرسد. با نگاهی به آینده، مطمئناً سال ۲۰۲۶ سهم خود را از هیاهو و تعلیق خواهد داشت. Meryll Rogge، مدیریت Marni را به دست میگیرد، Rachel Scott، نفر اول Proenza Schouler میشود، Grace Wales Bonner دیدگاه خود را روی Hermès مردانه حک خواهد کرد و Kim Jones با برند فرعی AREAL به بازار لوکس چین نگاه میکند. Demna که پیشازاین ۲ مجموعه ارائه کرده، اولین نمایش خود را برای Gucci روی صحنه میبرد.
مد با درک دقیقتری از اینکه چه کسی داستانسرایی را کنترل میکند، شکل گرفت. قدیمیها تاجهای خود را از سر برداشتند. مدرنترها کشف کردند طلا چقدر میتواند سنگین باشد و اگر نتوانند وزنش را تحمل کنند به خودشان زحمت اضافی نمیدهند!
منبع: Mega-asia.com
.jpg)

